مجله اینترنتی یستا

رسانه تخصصی اینترنتی یستا

ربودن همسر سابق برای ازدواج دوباره !

تبلیغات بنری

گزارش شهر آرارانیوس ؛ چند روز پیش ، یک رهگذر در حال عبور از یک کوچه بود و فهمید که یک زن جوان از بالکن های طبقه دوم یک ساختمان بین زمین و آسمان به حالت تعلیق درآمده است. این عابر پیاده در ابتدا فکر می کرد که زن جوان در تلاش است خودکشی کند ، اما وقتی نزدیکتر شد ، فهمید که زن جوان از او خواسته است با پلیس تماس بگیرد.

بنابراین او به پلیس گفت ، و لحظاتی بعد مأموران وارد عمل شدند و زن جوان را نجات دادند. او بسیار ترسیده بود که به مأمورین بگوید که سابق او او را ربوده و به همین دلیل سعی در فرار داشت.

زن جوان گفت: “همسرم مرد وحشیانه ای بود و او دائماً من را مورد ضرب و شتم قرار می داد.” این اختلافات باعث شد من با دردسر زیادی از او جدا شوم ، اما او دائماً به بهانه دیدن بچه ها به خانه من در اطراف تهران می آمد و می خواستم دوباره با او آشتی کنم. اما من از زندگی با او خسته شدم ، تا اینکه یک روز او تماس گرفت و گفت که می خواهد به خانه بیاید تا بچه ها را ببیند. من به او گفتم نه بچه ها ، اما چند دقیقه بعد او به خانه آمد و قرار بود صبر کند. در همان زمان ، دو مرد دیگر وارد خانه من شدند و با وجود سابق من مجبور شدند مرا سوار ماشین کنند و مرا به خانه سابق خود بردند و سپس من در یک اتاق نگه داشته شدم. پس از ترک همدستانش ، او شروع به ضرب و شتم من کرد و گفت که من باید دوباره با او ازدواج کنم ، در غیر این صورت او مرا خواهد کشت. “من همچنین موافقت کردم که به زندگی ام دروغ بگویم.”

زن جوان که مورد ضرب و شتم قرار گرفت ، گفت: “اما سخنان من برای او کافی نبود و شوهرم مرا مجبور کرد که چند برگه سفته را امضا کنم.” او گفت که اگر به ازدواج با من فکر می کنید ، من یادداشت های سفته را اجرا می کنم. بعد از چهار ساعت در حالی که هنوز در اتاق بودم ، فهمیدم که از بیرون صدایی وجود ندارد. “با این ایده که او خانه ای نبود ، من بالکن را باز کردم و سعی کردم از بالکن فرار کنم که بین زمین و آسمان گیر کردم و با کمک مسافر و پلیس نجات یافتم.”

در شکایت زن جوان ، زندگی سابق وی دستگیر شد و در تحقیقات گفت: “من همسرم را از زمان جدا شدن دوست داشتم. به همین دلیل تصمیم گرفتم که دوباره با او ازدواج کنم ، اما او به ناچار تصمیم گرفتم که او را مجبور کنم ازدواج کند. به همین دلیل من برنامه را با دو نفر از دوستانم ادامه دادم.”

منبع: ایران

تبلیغات بنری

منبع : خبرگزاری shahraranews