مجله اینترنتی یستا

رسانه تخصصی اینترنتی یستا

جعبه سیاه خاطرات | شهرآرانیوز

تبلیغات بنری

شایان دوست من است، خواننده است، همه آلات موسیقی ایرانی را دارد و می خواند، تار دوازده و سه تار می نوازد، خوب می نوازد. او کنسرت های متعددی در داخل و خارج از کشور برگزار کرده و فردی موفق است. هاتف زیاد کتاب می خواند، ورزش می کند، خانواده ای صمیمی و صمیمی دارد و روحیه خوبی دارد. هاتف، اما چشمانش نمی بیند، نابینا است و دلش دوست ندارد واضح حرف بزند.

می گوید: می دانی، من هم می دانم که نمی بینم، این طور نیست، اما استفاده از کلمه گشاده روی تعریفی شاعرانه است که بر کمبود تأکید دارد و این است که درست نمی بینم. اما من قلب پاکی دارم. و من می دانم که این یک تعریف است. آری گفتن «جاوید العطر» به شهید از دست رفته زیباست. یاد و تاثیر آنها نیز جاودانه است، اما هیچ چیز نمی تواند از درد و اندوه مادر شهید کم کند. من در مورد این چیزها صحبت نمی کنم. در یکی از گردهمایی های عصرانه با شایون، یک سوال رایج و متداول پرسیدم که نابینایان می پرسند. اگر بتوانید چشمان خود را برای ده دقیقه باز کنید، دوست دارید چه چیزی را ببینید؟

منتظر بودم بگوید: «زنم، مادرم، پدرم، چه می دانم، مثلا کربلا، مشهد… اما در کمال تعجب، شایون گفت: «تلویزیون… دوست دارم تماشا کنم. تلویزیون» و همین بحث را چند ساعتی شروع کرد. با هم در مورد آن صحبت کردیم. طبق شواهد محققان تمدن، رفتارشناسان و فناوران، بزرگترین دستاورد تمدن بشری روی زمین دو چیز است.

اولی تلویزیون و دومی کتاب کمدی الهی دانته آلیگری است که در نهایت توسط درام و ساختار طراحی و تولید شده است. یعنی اگر روزی با تمام دنیا و موجوداتش ارتباط برقرار کنیم و بخواهیم از کارهایی که روی زمین انجام داده ایم و خلق کرده ایم نتیجه بگیریم، بزرگترین آن تلویزیون است و بعد از آن هواپیما، کشتی، موبایل و اینترنت.

شایان می گفت: فکر می کنم با لمس پدیده ها درک نسبی پیدا می کنم. تو ذهنم حدس میزنم ولی تلویزیون بلد نیستم. من نمی توانم آن را تصور کنم، اگر چیزی را از یک جعبه فشرده پلاستیکی تماشا کنید، اگر کنترل داشته باشد، چه چیزی با آن کنترل تغییر می کند؟ چگونه به مردم نشان می دهد؟ فرآیندی که در آن شما چیزی را از هر گوشه دنیا درک می کنید، می بینید و می شنوید چیست؟

نکته جالب این بود که نمی توانستم تلویزیون را توضیح دهم، نمی توانستم بگویم چطور. من نمی توانم تفاوت بین سیاه و سفید و رنگ را توضیح دهم. نمی‌توانم بگویم تلویزیون جزو خانواده بود، صبح‌ها از خواب بیدار می‌شدیم، روشنش می‌کردیم و تا می‌خوابیدیم همراهمان بود. اساس تلویزیون سرگرمی و اخبار بود، اما ما یک چیزی به آن اضافه کردیم، گاهی کار می کرد و گاهی نمی شد. تلویزیون یکی از نذرهای ما بود، یکی از قوی ترین اهداف ما. دکتری که در تلویزیون نشان داده شد بهترین دکتر جهان بود و ملای که در تلویزیون نشان داده شد بهترین آخوند ایران بود.

همه ما می‌خواستیم از تلویزیون مزه غذا را بچشیم و انگار آن غذاهای پخته شده در کارتن‌ها، آن استیک‌ها و ران‌های مرغ در تام و جری طعم متفاوتی داشتند. تلویزیون به ما گفت عید فطر کی و ماه رمضان کی است. همه ما خاطرات شخصی و فردی زیادی از تلویزیون داریم. خداوند این بنای زیبا را حفظ کند.

تبلیغات بنری

منبع : خبرگزاری shahraranews